كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
863
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
تمام به تدبير آن كار قيام نمودند و سپاه ظفرپناه نزديك شهر بر كنار جوى مغاك كه همچون خندقى بود فرود آمدند و از توره و گاوسر و سه پايه مانند حصارى ساختند و بهادران تندخوى كينهجوى از جوى گذشته در برابر دشمن صف كشيدند و دشمنان اگرچه بسيار بودند و آلات حرب و اسباب طعن و ضرب بىشمار مىنمودند ، امّا از هراس روز گذشته انديشهناك بودند و مجال پيش آمدن نداشتند . والى مصر با امراى بزرگ مثل نوروز حافظى و يشبك و شدون تاز « 1 » و شيخى خاصگى مشورت نموده فرمود كه در اين واقعه مصلحت چيست . بعضى گفتند هرچند چشم زخمى رسيد ، شهر و حصار برقرار است و دلاوران نامدار بسيار . ثبات قدم نموده شهر و قلعه نگاه داريم و جمعى عقلاى كارديده گفتند خود را بازى مدهيد . در آن حالت كه اين جماعت بىرعايت حزم و محافظت كوچ مىكردند و شما به ترتيب تمام از قفا درآمده قصد ايشان كرديد و بديديد كه حال به چه رسيده . صلاح عزيمت جانب مصر است . « 2 » چه در دمشق و شام لشكر و عوام بسيارند . اگر جنگ كرده جهت اهل و عيال و عرض مال شهر نگاه دارند فهو المراد و الّا ما بارى از اين بلا خلاص يافته باشيم . همه را اين سخن معقول نموده بر اين قرار دادند و جهت تسكين لشكر ، ايلچى با پيشكش پيش حضرت صاحبقران فرستادند كه آنچه ديروز واقع شد بىاختيار ما بود و عوام لئام بر آن اقدام نمودند و گفتند ما مصرع بر همانيم كه بوديم و همان خواهد بود اگر لشكر امروز مصاف موقوف دارند ، فردا هرچه مطلوب باشد به جاى آورده عذر گذشته خواهيم . آن حضرت يرليغ عالم مطاع ارزانى داشت تا سپاه ظفرپناه . مصرع به منزلگه خويش بازآمدند
--> ( 1 ) . نسخ شد و زمار - تصحيح از ظفرنامه . ( 2 ) . ظف : « چاره آن است كه امروز بسازيم و چون شب درآيد راه مصر در پيش گيريم . » ( ج 2 ص 236 ) .